اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

140

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

جغرافيدانان قديم معتقد بودند كه درياى خزر به واسطهء بغازى اتصال به محيط شمالى دارد . آريانوس « 5 » آن را خليجى از درياى هند شمارد ، امّا هردوت كه اعتبار درستى و صحت اقوال او محقق است ، چنين گويد كه درياى خزر به هيچ دريايى پيوند ندارد ، و طول اين دريا به قدرى است كه بتوان با كشتى به قوّت پارو حركت نمود و در مدّت پانزده شبانه‌روز آن را طى كرد ، و در اثناى هشت شبانه‌روز از بزرگترين پهناى آن توان گذشت . سپس وى اضافه مىكند كه از مغرب به قفقاز متصل و محدود است ، و حدّ شرقى آن صحراى بىنهايتى است . در اينجا ملاحظه مىشود كه هردوت اطلاع درستى از اين دريا داشته و تخمين مسافت را درست زده است ، به سبب اينكه كشتى كه به قوّت پارو حركت نمايد ، در هر ساعت قدرى بيشتر از فرسخى طى مسافت نكند . بطلميوس كه در اعتبار و صحت اقوال كمتر از هردوت است ، طول اين دريا را از مغرب به مشرق به مسافت بيست و سه درجه و نيم گرفته و از جانب شمال بيشتر از سه درجه بيشتر برده است . اين زيادى ، با ملاحظات و تحقيقات متأخرين وفق مىدهد كه مدلل كرده‌اند كه در ازمنهء قديم ، درياى خزر از طرف شمال غربى تا بدانسوى مانيتش « 6 » و سارپا « 7 » مىرسيد . از جانب شمال هم تمام اراضى منخفضه - كه اكنون از رودخانهء ولگا و ژايك و يمبا « 8 » مشروب مىشود - از اين دريا مستور بوده و با درياچهء آرال اتصال داشته و منطقه‌اى از تاتارستان را مىپوشانيده است . مسيو پالاس « 9 » و گملين « 10 » و جميع سيّاحان مملكت روسيه كه اين نواحى را گشته‌اند ، ملاحظه كرده‌اند كه از مصب رودخانهء دن و كولان « 11 » تا مصب ولگا ، و از پشته‌هايى كه در مغرب سارپا موجود است تا بدانسوى يمبا ، زمين هموار و صاف است و مشتمل از ريگ و خاكى زرد و نرم است كه از قعر دريا استخراج مىشود و نمك دريايى تمام اين زمين را فراگرفته است ، و در عمق زمين ، به گودى بسيار نزديك نمك وجود دارد و به قدرى اين نمك فراوان است كه مانع از روييدن هر گياهى ، الّا گياهان و نباتات دريايى مىشود . گوش‌ماهيهاى بحرى كه كمال امتياز و

--> ( 5 ) . Arrianus ( 6 ) . مانيتش - درياى آزوف ( Manystsch - Maiotius ) . ( 7 ) . Sarpa ( 8 ) . Jemba ( 9 ) . Pallas ( 10 ) . Gmalin ( 11 ) . Kulan